کد خبر: ۶۲۶۴۰ | گروه گزارش
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۷/۰۶
گفتگو با بانوی نویسنده و رزمنده ی اسفراینی؛

"حکایت خاک" روایت تلخ و شیرین های یک بانو در دفاع مقدس

زهرا قره قاش، پرستار اسفراینی که از سال های 59 تا 61 در منطقه های جنگی حاضر شده است و با شجاعت هایش توانسته قدمی در جهت حفظ کشورش بردارد.

به گزارش راه ساجده، به مناسبت هفته ی دفاع مقدس با بانوی رزمنده ی اسفرانی به گفتگو پرداختیم که در ادامه تقدیم تان می شود:

زهرا قره قاش، متولد 33 تحصیلات کلاسیک علوم انسانی و فوق دیپلم حوزوی، بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی است و هم اکنون مسئولیت کانون بازنشستگان دانشگاه علوم پزشکی اسفراین را برعهده دارد.

دز ازدواج اولش با داشتن دو فرزند پسر در سن 27 سالگی به دلیل نداشتن تعادل رفتاری از همسرش جدا شد و برای ادامه کارش در قم راهی ان دیار شد و مادر و خاله اش نگه داری فرزندانش را عهده دار شدند.

در زمان جنگ تحمیلی در قم زندگی می کرد و علاوه بر کار در بیمارستان در مدرسه علمیه علی هم مشغول تحصیل حوزوی بود.

در آن روزها شهرهایی که از محدوده های جنگی دور بودند حال و هوای جنگ در آماده سازی غذا، پوشاک برای ارسال به جبهه، اعزام جوانان، استقبال از شهدا خلاصه می شد...

 

در بیمارستان قم مشغول به کار پرستاری بود که از طرف مکتب علی برای آبادان اعزام شد، زمان حضور در ان مکان گفته شد که آبادان تخلیه شده است و برای زنان خطرناک است پس تیم را به اقامتگاهی که سپاه ایجاده کرده بو.د بردند و به مدت 9 روز در آنجا مشعول شدند و مجدد به قم برگشت.

 

 

این بار از سمت بیمارستان قم برای خدمت در بیمارستان ابن سینای اهواز راهی شدند. 3 ماه و نیم در آنجا مشغول به خدمت بود. بعد زا این مدت به قم بازگشت و چون از سمت بیمارستان برای گرفتن مرخصی به مشکل خورد مرخصی یک ساله ای گرفت و در این مدت به عضویت رسمی سپاه در امد و مجدد به منطقه ی جنگی اعزام شد.

در سومین بار از اعزام به منطقه به بیمارستان صحرایی اندیمشک برده شدند و ظرف 25 روز عملیات تمام شد و بعد از آن به اطراف دزفول ورزشگاه تختی اهواز رفتند و در کل 4 بار به منطقه جنگی اعزام شدند که در مجموع 5 ماه در این مکان مشغول به خدمت بودند.

 

از سال 59 تا 61 در جبهه ها مشغول خدمت بود و در سال 61 ماموریتش تمام شد و به محل کار سابقش در قم برگشت.

 

در سال 61 مجدد ازدواج کرد و به مدت 20 سال در قم زندگی اش را ادامه داد.

آرزوی جالب زهرا قره قاش: من از همان دوران بچگی آرزو داشتم که پرستار شوم و جنگ شود، بروم به مجروح ها کمک کنم که همین یک آرزوی من به واقعیت پیوست.

 

 

زهرا از روزهای جبهه و جنگ دلی پر از خاطرات تلخ و شیرین دارد که ثمره اش را در کتابی با عنوان حکایت خاک با نویسندگی عاطفه طالب پور و حمایت اداره کل حفظ و نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس به چاپ رساند.

کتاب «حکایت خاک»، زندگی بانوی ایثارگر زهرا غره قاش با مشارکت حوزه هنری و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خراسان شمالی و با حضور اعضای تاریخ شفاهی حوزه هنری و منتقدین بنیاد حفظ آثار و عاطفه طالب پور، نویسنده کتاب برگزار شد.

او هم چنین دو رمان با موضوعات حماسی و دفاع مقدس به نام های  " عروس" و " برگ های آبی" را نیز به مرحله ی چاپ رسانده است که بنابر گفته او خیلی استقبال نشد و از حمایت کسی برخوردار نبود.

 

او در پاسخ به سوال مشکل تغییر فرهنگ و راه جوان های ما از کجاست، گفت: عدم مدیریت در فرهنگ و ارشاد، که فرهنگ دورانداخته شده است. بدحجابی را تمدن گرایی می خوانیم و اگر این تمدن باشد خداروشکر خیلی پیشرفت کرده ایم، مایه تاسف است که دختران و پسران ما امروز شده اند مدل هایی که در دل شهر قدم بر می دارند و نماد تمدن گرایی می دانند.

من با این شرایط از زن بودن خومدم خجالت می کشم درد خیلی بزرگی در سینه دارم که بی حجابی به شهرهای کوچکی هم چون اسفراین هم رخنه کرده است.

 

انتهای خبر/  آرزو رحمانی

 



برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.