کد خبر: ۶۷۵۴۲ | گروه حرف های خودمانی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۱۶

به معجزه انقلاب ایمان پیدا کرده بودم/ هشدار ها و تهدیدات ساواک در من تاثیری نداشت

زینب بابایی، متولد 1308 بجنورد، معروف به حاجیه خانم رنجبریان از مبارزان انقلابی بود که همراه فرزندانش در این عرصه فعالیت می کرد.

به گزارش راه ساجده، بر هيچ كس پوشيده نيست كه زنان نقش بسيار مهمي در پرورش نهضت اسلامي ايفا نموده و حقيقتاً در مواردي نقش سنگين تر و موثرتري را نسبت به مردان در جريان مبارزه داشتند . اهميت بيشتر آن زماني آشكار مي شود كه به اين نكته مهم اشاره نماييم كه زنان نه تنها در برخي موارد در صحنه مبارزه حضور جدي و فعال داشته و خود در خط مقدم مبارزه حاضر مي شدند بلكه مشوق اصلي مردان و همسران خويش براي شركت در اين مبارزه به حساب مي آمدند .

در ادامه با یکی از این بانوان گفتگویی داشتیم که تقدیم تان می شود:

زینب بابایی در سن کودکی از مادر یتیم شده بود و از دست دادن مادرش زمانی بود که رضا شاه دستور کشف حجاب صادر کرد تا چادرها را از سر بکشند مادرش به روستا سفر کرد تا در امان باشد اما با شنیدن قضایا تنها درشرایطی که بیست و چهار سال سن داشت رو به قبله ایستاد و از خدا خواست که جانش را بگیرد اما اجازه ندهد حجابش را از او بگیرند و در این مدت از دنیا رفت.

 

زینب با سه خواهر و برادر کوچکتر از خود در حالی که 11 سال سن داشت سرپرستی آن ها را عهده دار شد، آنها در خانه مادربزرگشان در روستا زندگی می کردند. روزها از پی هم می گذشت و او با تکیه بر صحبت های مادربزرگش روزگار می گذراند، مادربزرگش همانند مادرش توجه خاصی به حجاب داشت،  با توجه به اینکه او سن زیادی نداشت ولی حجاب به گونه ای برایش تعریف شده بود که در زمان کودکی رعایت نکردن حجاب برای او مساوی با رفتن به جهنم بود.

 

بعد از گذشت دو سال  در سن 13 سالگی ازدواج کرد، هفت فرزند نتیجه ی ازدواجشان شد و همسرش در حالی که فرزند  کوچکش تنها یک سال داشت بر اثر بیماری جان سپرد و زینب دوباره تنها شد این بار با یتیمان خودش....

 

 

مسئولیت سخت او شروع شد، او باید علاوه بر نقش مادری ، نقش پدر را هم ایفا می کردو از عهده این کار هم به خوبی بر آمد و همه این ها را مدیون داشتن حجابش می داند و می گوید این حجاب بود که به من هویت بخشید و به من اجازه حضور در همه جا داد و توانستم به پشتوانه حجابم فرزندانم را با این تربیت پرورش دهم.

 

فرزندانش در حال بزرگ شدن بودند همه آن ها سر زندگیشان رفته بودند و فقط دو دختر کوچکترش در خانه بودند که آن زمان در مقطع دبیرستان درس می خواندند که مصادف بود با سال های قبل از انقلاب، در آن روزها پر از هیاهو بود و دو دخترش را هم همراه خود می برد، در آن زمان شب هنگام نهار روز بعد را درست می کرد و روزها همراه بچه هایش و همسایه ها به راهپیمایی ها، شرکت در دوره های قرآن، جلسات در مساجد حضور پیدا می کردند.

 

دوره قرآنی داشتند که از اعضای فعالش بود و فاطمه شرکا همراه پنج دخترش که از فعالان دیگر انقلاب بجنورد بودند همیشه همراه آنها بودند. دخترهای او وفاطمه خانم با هم در منزل جمع می شدند و اعلامیه ها را در خانه تکثیر می کردند و به پسرانش می دادند تا در سخنرانی های مساجد و شبانه در خانه ها آن ها را پخش کنند.

 

اهدائی از طرف امام خمینی (ره)

 

حاجیه خانم رنجبریان می گوید: از چیزی باک نداشتیم، سخنان رهبر کبیر انقلاب در اعلامیه ها جرات زیادی به ما می داد ساواک از فعالیت های ما آگاهی پیدا کرده بود و با نامه هایی که به خانه ام می انداختند به من هشدار می دادند ولی ما به معجزه انقلاب ایمان پیدا کرده بودم و گوشم به این حرف ها بدهکار نبود.

 

یکی از مشکلات آن روزها مغازه فروش مشروبات الکی در کنار سینما قدیمی بجنورد بود که شرابخواران در نیمه های شب در خیابان ها اربده کشی می کردند و زندگی را سخت کرده بودند، امنیت برای عبور و مرور در شهر وجود نداشت. تنها دعای آن روزهای مردم شهر برای نابودی این اراذل از سرزمین مان بود.

 

روزهای انقلاب شور وشوق خاصی داشت بوی آزادی از همه جا به مشام می رسید، آن زمان رسانه، فقط شامل رادیو و تلویزیون در بعضی از خانه ها بود که برای اطلاع از اتفاقات هر روز به بهانه خرید به بازار می رفتم که از اخبار بیرون مطلع شوم، شهدای انقلابی که در آن روزها در دید مردم به شهادت می رساندند خاطره ای تلخ در ذهن مردم به یادگار گذاشته بود.

 

بالاخره مبارزات جواب داد و شاه پا به فرار گذاشت و امام به جایگاه اصلی اش بازگشت، روزهای تیره و تار در حال نابودی بود و آینده روشن نزدیک بود، البته باید به خاطر داشته باشیم که یک شیطان از ایران رفت ولی هزاران شیطان به دنبال ما هستند ایرانیان باید با هوشیاری مواظب انقلاب باشند تا دوباره آزادی مان را از دست ندهیم. بعد از پیروزی انقلاب بعد از بارها تلاش بالاخره موفق شد به دیدار رهبر کبیر انقلاب برود و تنها هدیه ای که از ایشان خواست عکس رهبری بود که تا به امروز آن عکس را بر دیوار خانه اش قرار داده است.

 

زینب بابایی در رابطه با حجاب گفت: امروز در خیابان ها کسانی را می بینیم که از آن روزها بدحجاب تر شده اند و به خاطر این است که اینها درک درستی از دین ندارند و به دنبال خواسته های زودگذر هستند.وقتی خیلی از آنها نهی می کنم از بدحجابی در پاسخ به من می گویند تو که این همه مدت حجاب داشتی به کجاها رسیده ای می گویم من به تمام چیزهایی که در زندگی رسیده ام را مدیون حجابم هستم.

 

سخن آخر: خدا رو شکر به برکت انقلاب هم اکنون کشوری داریم که در آن استقلال، آزادی موج می زند. انشالله که بتوانیم قدر دان خون شهدا و زحمات امام خمینی (ره) باشیم و همیشه باید برای اینکه مملکت ما در راه انقلاب پایدار باشد پیرو ولی فقیه امام خامنه ای باشیم. در انتها با آرزوی موفقیت و سلامتی بدرقه مان کرد.

 

 

انتهای پیام/



برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.